تبليغاتX
کرکسهای سبز

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند

چهره ی انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان

مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند

---------------------------

دیدید هنوز "عشق" لشکردارد

دیدید که این قافله رهبر دارد

ای مانده ی نهروانی عهد شکن

این ملک علی ، مالک اشتر دارد

---------------------------

هر مدارایی که شد با ایل کفار بس است

شاخه ی خشکی که اینجا سبز شد خارو خس است

ای که عاشورا دلم خون کرده ای با سوت و کف

شهر ما نه کوفه است و نه حسینش بی کس است

----------------------------

آنانکه به حرمت حسین تاخته اند

حیثیت خود به اجنبی باخته اند

با فکر سفیهانه ی شیطان زمان

دل را هدف خشم خدا ساخته اند

---------------------------

راهپيمايي پرشكوه عاشورائيان با حضور اقشار مختلف مردم تهران

+ نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 14:15 توسط نفیر |

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت

به كربلا كه مي رسيد

نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست

حتي گاهي قوّال با شمشير

مي زد به پهلوي خود

حالا به جاي قاسم و عباس

دارند روضة سهراب مي خوانند

به جاي رقيه

دارند روضة ندا را فرياد مي كنند...

اين نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه مير بي بي سي

امشب به كربلا وارد مي شود

از در پشتي

بزن به طبل لجاجت طبّال

كه شيخنا مي رسد به كربلاي مجازي

از راه اينترنت

از راه اعتمادالسلطنه

عمّه ببين به كربلا

اين همه موبايل هاي دوربين دار آمده

عمه ببين كه علم ها خوني است

و ميكروفون ها خوني

و صداها خوني

شايد به اشتباه

دو حسين آمده اند اينجا

جوانان بني هاشم بياييد

راه اين پيران فتنه را سد كنيد

مسلم اين اتفاق ها را ديد و گريست

من مسلمم

و راه برگشت دارم

من مسلمم

اين نامه را از خانه هاني مي نويسم

مرام من كشتن نيست

ما سهراب كش نيستيم

"مستي بيايد قي كند

مستي جهان را طي كند "1

***

امشب دوباره مست حسينم

رباب ايراني را برمي دارم و مي گريم

و مي زنم به سيم آخر

با گريه بر علي اكبر

كه بي تابم مانند او

و گريه مي كنم سپيد سپيد

به غربت كسي كه شما نشناختيدش

و سرم مي سوزد از اين همه بدرقصي ها

چون بيمار كربلا

هنوز تاول بسيجي ها دارد مي تركد

و شما اصحاب نمك و كورچشمي

چقدر زود حرمله شديد

در دو كربلا

دو دسته عزادار مي بينم

كه هر كدام

ديگري را

يزيد مي داند

از ميكروفون ها خون فوّاره مي زند

امشب شهادت نامه اي امضا نمي شود

تنها خبرگزاري ها گفتند:

امشب بناست اتّفاق بدي بيفتد!

و افتاد

موبايل ها در تاريكي شب

ويبره مي گريند

بلوتوث بلوتوث نوحه مي خوانند

و مي ريزند

به درياي سايت آل صهيون

از كمپ موج نو

اولين نفر به ميدان رفت

شيخ متغيّر پيشاني اش را پوسيد و گريست

بناست قورمه قورمه كنند

شايد كه انتخابات باطل شود

و از جناح روبرو

از اصحاب انتخابات عليه السلام!

بناست قيمه قيمه كنند

در كربلا دو حسين آمده است

اصحاب قورمه اند و قيمه!

اصحاب شيشه و بشكن بشكنه امشب

اصحاب قمه و قليان

و بي شمار يزيد

از اين همه يزيد

يكي منم

يكي هر آن كه غير شما باشد

دعوا سر حسين اصلي ست

اگر حسين من تويي سرت كو؟

حسين من سر نداشت

حسين من پشت سرش سايت هاي سبز نداشت

اينجا حسين هاي زيادي مي بينم

حسين من حسين ناز بود

حسين جاز نبود

حسين من

حسين بالاترين نبود

حسين من

حسين ساركوزي نبود

به كربلا رسيده اند جماعت

و دعوا سر حسين اصلي ست

و تشنگان دارند آب مي شوند و

خليفه ها دارند آب مي فروشند و

سايت ها دارند ماهي شان را مي گيرند

از مزرعه خدا

در ظهر كربلا

و شيعيان حسين(ع)

اين بار

به جان حسين افتاده اند

اگر حسين من تويي رأيم كو؟

كه ما رأيت الا رأيي...

اين را كسي مي گويد

كه فكر مي كند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فكر مي كند كه راي او بالاترين است

و فكر مي كند كه مردم ده

گوساله اند

كسي كه جاي زنجير زدن

زنجير انداخته است اين همه سال

و تازه از فرنگ رسيده است

آقاي ليوايز و توييتر و باراك

آقاي آدامس خروس و مك دونالد

تو ايراني نيستي

يكي از شعبه هاي تيري هستي كه خورد

به گلوي اصغر شش ماهه

دختراني كه گوشواره تان را به رخ مي كشيد

مردان انگشتر مطلّا...

ديگر اينجا سايت اللهي شديد

"بيش از اين بابا دلم را خون نكن "2

نگاه كن چه مير و مرگي راه انداخته اند

مهلا مهلا...

***

بعد از آن همه جنگ

به كربلا رسيده ايم

عمه ببين به كربلا اين همه لشكر آمده

با موبايل هاي چند جيبي

به عخش اختشاش

با همان آش و

همان كاسه

رييس سايت چلپاسه

دعوت به شام كريسمس مي شود

در كاخ سفيد

مبارك است اسرائيل

مبارك است جاسوسي گراز يك چشم...

مبارك است گره خوردن عاشورا و يلدا با كريسمس

مبارك است

"زيركي ظنّ است و حيراني خبر "3

اصحاب او حيران الله بودند

و شما زيركان دنياييد

امّا هميشه مختاري هست

مختار اين بار زودتر

به انتقام خون حسين آمد

در كاروان ما

مختارها كم نيستند

مختارهاي مختار و بي اختيار

اما در كربلاي ما

هميشه اتفاق ها

از جنس "ما رايت الا جميلا " ست

از جنس ما رميت ...

***

در محاصره اين همه موبايل

كه زنگ مي زنند كنار فرات

در محاصره اين همه فتوشاپ و گوگل

كه رفته اند تا گودال قتلگاه

و پيش از اين بازي ها

مي خواستند سر حسين مرا

بر نيزه ها ببرند

از جانب فرات و از در مخفي

همين سپاه اشقيا

شما نبوديد

داشتيد عليه هم شعار مي داديد

در دانشگاه

روزي كه دانشگاه

دانشكاه شد

حالا رسيده ايم به كربلا

و خيمه ها را قاطي مي بينم

پرچم ها را خوني

و خبرگزاري ها

خيمه هايشان را علم كرده اند بر تل زينبيه

اينان كه رنگ خيمه شان سبز است

اصحاب آشنايي زدايي و تأويل اند

"باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است "4

مواظب باش

وگرنه حرمله خواهي شد

ساعتي بنشين كه باران بگذرد

حالا

چندي ست سپاه اشقيا سبزند

سپاه اتقيا قرمز

چندي ست شنود گذاشته اند

در حلق پاره پارة اصغر

مصاحبه سي ان ان

با نائب حسين عصر!

مصاحبه بي بي سي

با بي بي الفلان

زن پريزيدنت ثمّ الثاني!

تقدير كاخ سفيد از زحمتكشان بازي عاشورا

و اين سريال ادامه دارد

و گرية من

از پي كاروان اسيراني

كه بي صدا مي گريند

من فكر مي كنم

كه كربلا

بايد جاي ديگري باشد

و اين حسين ها

نالوطيان همين شمرانند!

***

شما فروختيد شام غريبان را به شب يلدا

سر حسين را به هندوانه اي

تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال

كه سرخ

سر حسين شهيد بود

شما اصحاب تخمه ايد

و سيب سرخ

سر بريدة مولا بود

انار دانه دانه

اشك زينب كبري بود

برويد سوار شتر شب شويد و

فيلترتان را برداريد و برويد...

**

شام غريبان حسين امشب است...

ما آب و آتش را با هم جمع مي كنيم

دارند سيب سرخ سر حسين علي را مي آورند

شما با محراب و منبر بازي كرديد

چنگ بزن به شب يلدا

يا شيخنا المتغيير

كه رستگار شوي

شام غريبان روضه غيب هويت است

بسيجي آمده است كشته شود

سهراب را پدران فتنه كشتند

نه بسيجي ها

سهراب به دست سياوش كشته نشد

سهراب را مثل همان سهراب

پدران فتنه گر كشتند

شما كه مي خواستيد

يك شبه هفت خوان را طي كنيد، كشتيد

**

نشسته ام در كنار خرابه

با گريه بر حسين دلم باز مي شود

و نوحه مي خوانم در دستگاه شور و ماهور

چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد

ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم

مي گريم و شادم چون مولانا

و متّصلم چون او

به غم حسين

شما دنبال ديسكوتان باشيد

المخملباف يكفي بالپاپيون

شما دنبال دين پاپتان باشيد

دنبال جاز پاپ

سواران شتر شب مشروطه

برادران صفدر تقي زاده

كه دينداران اندك شده اند

قل الديانون

بسي رنج برديم در اين سي سال انقلاب

عجب زنده كردند اين دو

انگليس را

در اين سه چار ماه

شترانشان حامله اند

بناست خوك بزايند

خوكهاي بريطانياي دسته دار

مرحبا به شيخنا المتغيِر

مرحبا به مير

برگريزان پاييز است و

و سرريزان خون حسين

حسين من در مهر وارد شد

اما شما نامهربان بوديد

شما به من سنگ زديد

شما به كربلا سنگ زديد

در سايت بالاترين چلپاسه

كه كربلا ايراني نيست

كه محمّد(ص) ايراني نيست

كه خدا و پيغمبر ما بابك است و كورش و كمبوجيه

با اين حساب

عمامه سياه سيّد يزدي،

پر!

با اين حساب

عباي شيخناالمتغير،

پر!

"اي خون اصيلت ز شتكها به غديران

افشانده شرفها به بلنداي اميران

از كرببلا آمده جاري شده وانگاه

آميخته با خون سياووش در ايران... "5

سوگ سياووشان است

من از جناح راست نيستم

و از جناح چپ هم

من از جناح ذوالجناحم

امام گفت :

چراغ را خاموش كنيد

شتر شب را سوار شديد

اينها شترهايشان معجزه كرد

و با شترهاشان به استوديوي شب بي بي سي وارد شدند

اگر دين نداريد آزاده باشيد

كه روز واقعه است

به روز واقعه تابوت ما ز سرو كنيد

در روز واقعه تابوت خلق را

به رنگ سبز كردند

زردها بي خود قرمز نشدند

سبزها بي خود قرمز نشدند

**

نشسته ام در خيمه امام و كوثري مي خواند

آه از آن لحظه اي كه با تن چاك چاك...

نشسته ام در خيمه غريبي اين دل

و بچه ها دم گرفته اند:

سر حسين مظلوم از تن جداست امشب

سر حسين مرا بر اس ام اس مي برند

و روضه خوان مي خواند:

شام غريبان حسين امشب است...

1- از مولاناست

2- از عمان ساماني است

3- از مولاناست

4- از محتشم كاشاني است.

5- از حسين منزوي است

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 21:9 توسط نفیر |

چشمهایت را بشور ،حکایت به سادگی گنجشکک اشی مشی نیست . این بار می خواهند برلب حوضشان همه را رنگ کنند. کیست که نداند کرکس چه در اندیشه دارد. و چه گونه هایی را چنگ نخواهد زد . هرچند در دامن فریبش قومی نشسته اند که تنها گردن عریان او را می بینند.

کرکسی از رنگ خود بیزار شد

خسته از رنگ پر و منقار شد

هیچ کس از خوی او دلخوش نبود

سالها با هیچکس سرخوش نبود

در همان اقصی یکی طوطی شاد

زندگی می کرد با روئی گشاد

دوستانی داشت هریک شوخ و شنگ

واله ی آن روی و این رنگ قشنگ

کرکس او را دید و گفتا چیز و چیز

پس چرا من نیستم ناز و عزیز

کرکس

 

دور من خالی است، تنهایی بس است

حال عصر اقتدار کرکس است

می شوم زین پس گیاه و آشخور

تا نخوانندم به نام لاشخور

بهر بیرون رفتن از این وضع زار

چاره می جویم ز جغد شاخدار ......

جغد گفتا : ای کریه زشت روی

ناز طوطی را ز رنگ او بجوی

عزت طوطی به رنگ سبز اوست

گر شود پرهای تو چون او نکوست

بهر عزت، مدتی نیرنگ کن

هم خودت هم دیگران را رنگ کن

رفت کرکس رنگ خود را سبز کرد

پای رنگی کرد و پرها سبز کرد

خویش را در جمع مردم جا نمود

دوستانی نیز دست و پا نمود....

کودکی با گونه های سرخ و ناز

رفت روزی از بر این حقه باز

دید کرکس را گمانش طوطی است

چونکه هم رنگ و نشانش طوطی است

چشم کرکس چون بدان صورت فتاد

اختیار خویش را از کف نهاد

گونه ی طفل حزین را چنگ زد

چنگ را با خون سرخش رنگ زد

گرچه کرکس سبز شد،طوطی نشد

ناکس بی آبرو .... لوطی نشد.

 

حنظله

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 10:26 توسط نفیر |

جنبش سبز جلبکي با آتش زدن چند سطل زباله در روز 13 آبان حماسه آفريد!


 

بدون شرح!
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:24 توسط نفیر |

جنبش سبز علوی

ما جمله برآنیم که خورشید برآید        شام سیه غصه عالم به سر آید

با جنبش سبز علوی در پی آنیم          تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید

 

با یا علی همه به جنبش سبز علوی بپیوندیم.

 

یا علی (ع)

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:3 توسط نفیر |

عليرضا قزوه شاعر خوش ذوق ايراني كه مدتي است در دفتر رايزن فرهنگي ايران در هند به‌سر مي‌برد، در جديدترين شعر خود به حوادث اخير واكنش نشان داد.

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:49 توسط نفیر |

باز در فصل خزان، موسم چيدن آمد

خبر آمد، خبر سرخ ۱ رسيدن آمد

سيب ها باخبر از واقعه بر خاك افتاد

و بسي ولوله در خاطر افلاك افتاد

خبر از يار عزيزي است كه برگشت، رسيد

فتنه در شهر به پا شد، خبر از دشت رسيد

خبر از دشت، خبر دشت دل مردان شد

باز هم بي خبري، قسمت بي دردان شد

تا كه نامرد به نامرد شكايت مي برد

دل مردان خدا بوي شهادت مي برد

قفل زد فتنه بسي تا كه كليدي آمد

باز از قريه سوي شهر شهيدي آمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 17:36 توسط نفیر |

توضیحات این شعر را شما بهتر می دانید . اولش برای دل خودم گفتم ..استقبال شمارا که دیدم برخی ابیات را اصلاح کردم.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

به به سلام ! جشن تولد گرفته ای

عیشی برای دور و بر خود گرفته ایhapy

فصلی گذشت ، سینه مردم کباب شد

بازی بچه های وطنم هم خراب شد

فصلی گذشت ، خون به دل عشق کرده ای

با خون ریخته ...بله .. عشق کرده ای

حالا برای شادی خود کیک را بخور

چاقو بکش به سینه من ،حنجرم ببر

یک تکه از جگرم را  به لب بکش

خورشید شهر مرا رنگ شب بکش

فصلی گذشت ، فصل دگر را خراب کن

این قلب پاک وطن را کباب کن

چاقو به خاک وطن می کشی ،بکش

آتش به دشت و دمن می کشی ،بکش

در کار فتنه چون شتر مست رفته ای

با چشمهای بسته به بن بست رفته ای

 یادت که هست جشن وطن را بهم زدی

با خون پاک جوانان شکم زدی

کادو چه لازم است برایت بیاوریم؟

فصلی پر التهاب و خیانت بیاوریم؟

حالا برقص فصل دگر را خراب کن

با خون چند نفر دیگر خضاب کن

چاقو بکش تکه ی این کیک را بخور

کافی اگر که نیست گلوی مرا ببر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 15:53 توسط نفیر |

 شعری زیبا از دکتر علیرضا قزوه

 

این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟

شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟

پرده دانان طریقت در صبوری سوختند

این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:41 توسط نفیر |

 

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسهاسالوسها

رفتی به یغما ناگهان با خدعه ی سالوسها

 

ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین

با جلبک و گلسنگها با حمله ی ویروسها

 

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کندs2

راهی ندارد این دغل در حلقه ی طاووسها

 

 

 

 

فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دلs6

افتاده ای امروز اگر بر چهره ی جاسوسها

 

این رنگ احیا می شود ، شیاد رسوا می شود

می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها

 

بنگر نقاب ننگ را ، لبخند پر نیرنگ راs1

بر چهره ی شیادها بر روی اختاپوسها

 

این روزها آید به سر ، بیرق شوی بار دگرs5

گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

 

ای سبز من قدیس من ، زیباترین تندیس منs3

وا می کنم روزی تو را از دست بی ناموسها

 

 


 

شاعر:حنظله کرمانشاهی

+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 16:12 توسط نفیر |

ای میر یزید بی لیاقت
الطاف شما مزید باشد
اولاد حسین اگر تو باشی
حق با طرف یزید باشد

 قطب عالم توهم، منجی بیگانگان، مولی هر متقلب و دروغگو،

سردار مخملیان، امید مرفهین بی‌درد، حامی قانون شکنان و صداقت‌ستیزان ،لعنه الله علیه «م.م»


برای جلبکها

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید

حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکترید ازآن که بدانید من کی ام

از کوهها نام مرا پرس وجو کنید

خاشاکهای سبز مخالف ! منم درخت

باید که ریشه های مرا جستجو کنید

من ریشه در شقایق پرخون ، نشانده ام

گلهای سرخ باغ مرا خوب ، بو کنید

خاشاکهای سبز مخالف ! منم درخت

باید که ریشه های مرا جستجو کنید

خاشاکهای سبز ! من ایستاده ام

این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند

باید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید

 

                                                                   کامران رسول زاده

                                                                به کمک کبک سیاسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 19:54 توسط نفیر |

سبز سبزم

بی بخارم جلبک

با وطن کاری ندارم

با بی بی سی گشته ام هم آب و کاسه

ریشه ام در انگلیس است و فرانسه

در پی فحش و شعارم

فکر مکتب نیستم

کاری به جمهوری ندارم

 

آشنا با حیله و مکر ودروغم

کله پوکم

کرده آقای "سورس" اینبار کوکم

همچو ویروسم وطن را

بدتر از ویروس خوکم

 

پولهای سبز می گیرم ز آقازاده ها تا شعله ها را برفروزم

شیشه ها را بشنکم sag

اموال مردم را بسوزم

عامل دست سیایم

اجنبی را می ستایم

درب این حصن حصین را روی دشمن می گشایم

می زنم راس کریمان وطن را

برتنم بنگر کنون سبز لجن را

قصه ی خر در چمن را

 

سبز سبزم چند ماهی ریشه دارم در دروغ وقتل و غارت

مخملی هستم به فکر آتش افروزی و توهین و جنایت

 

گردد ایران همچو افغان خوب به من چهلجن

می شود ناامن و ویران خوب به من چه

گر بدست روبهان افتد وطن

من فکر خویشم

انزوای ملک ایران خوب به من چه

 

بهر آقا زاده ها من جانفشانم

من بلا گردان این بی غیرتانم

سنگ برکف شعله گردان

عامل میر جلبک و ممد چاخانم

 

سبز سبزم

جعلی ام من دروغ

مخملینم

دشمن ایران و دینم

میهنم را هم به دشمن می فروشم

دین فروشم

سبز پوشم

+ نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 23:40 توسط نفیر |

شعار تو شعر من- مرگ بر این سبز لجن

موسوی موسوی: ایران ویران نمیشه- افغانستان نمیشه

سبز لجن سبز لجن - ضربه چرا زد به وطن؟

موش سبز انگلیس- دانشگاه جای تو نیس

علم ، ایمان اندیشه - با موسوی نمی شه

موسوی بیچاره - تو مسجد ضراره

موسوی بیعرضه - پات روی پوست موزه

کروبی رو باد کنید - دشمن و دلشاد کند

دروغ می گی امیده - راه سبزت پلیــــــــــــــــــــده

غارت،فساد و وحشت - با راه سبز ذلت

سبز لجن حیا کن- ذانشگاه و رها کن

میر یزید حیا کن-دانشجو رو رها کن

میر جلبک توهم - دشمن جان مردم

کروبی کجایی ؟- مزدور آمریکایی

موسوی سمندون - دشمن دین و قانون

طرفدار میرجلیکی - یا بادکنک یا پشمکی

سبز هرز بی ریشه - مخالف اندیشه

اینم برا صانعی--

مرجع انگلیسی- شد مجری بی بی سی

ننگ الاسلام صانعی - برای دین مانعی

صانعی ننگ الاسلام - جیره خور عمو سام

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 20:4 توسط نفیر |

غیبت طولانی ما را ببخشید.

انتخابات تمام شد و رو سیاهی به زغال ماند. کثافتکاریهای بی حیایی چون موسوی و خاتمی مدتی کشور را ملتهب کرد و شیوخ نادانی مانند کروبی ،صانعی و منتظری به آن دامن می زنند. و البته روزی ریششان خواهد سوخت . حماقت هاشمی هم کار دستش داد. و البته پیامدهای آن چهره ناخوشی در کهریزک و کوی داشت و چندین کشته که موسوی متوهم باید جواب همه را پس بدهد.آنچه اینروزها کروبی به ان استناد می کنند تجاوز به چند زندانی دختر و پسر است که بر اساس شواهد وقتی در بازداشتگاه موقت بوده اند به جان هم افتاد و پرده ناموس از هم پاره کرده و بعد به پای نظام گذاشته اند.حالا ننگ الاسلام صانعی طعنه اش را به حاکمیت می زنند و بحث تقلب که رمز شورش یاغیان بود اینروزها فراموش شده و این قاعده بازی است . اما بی گمان پایانش باخت برای وطن فروشان است . آنان که می خواهند ایران را از عراق و افغانستان بدتر کنند.حالا برای سرپوش گرفتن بر لجنکاریهایشان رنگ "سبز لجنی" را پوشیده "راه سبز پلید" را راه انداخته اند. به خیالشان اگر روزی به قدرت برسند در آرامشند؟کور خوانده اند.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 2:14 توسط نفیر |

بدنبال توزیع مانتوهای میر حسینی النگوی میر حسینی هم به بازار آمد.

بنا به مشاهدات برخی ستادهای میرحسین جهت فروکش کردن تب کاپشن احمدی نژادی اقدام به توزیع مانتو و النگوی میرحسینی کردند . مبارکه.

این ستادهای مخملی به طرفداران خود ابلاغ کرده اند حتما از این النگوها استفاده و دیگران را نیز به این امر تشویق نمایند.در آینده نزدیک ممکن است مدل مو سر میرحسینی هم ترویج بشود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:0 توسط نفیر |