تبليغاتX
کرکسهای سبز
جوجه لاشخور

مير شمر

 

سبز بازيچه

رابط

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 12:24 توسط نفیر |

پرچم جديد آل سعود

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 9:52 توسط نفیر |

 اين شعر را در پي برخورد مردم با فئزه خانم و موضع گيري عجيب قوه قضائيه سرودم . وقتي بزرگواران در مقابل تمام اهانتها سكوت مي كنند و خانواد اكبر از حق كاپيتلاسيون برخوردارند .

افتاد به ميدان شلمچه تن تاجيك

می زد ز تورنتو به لبش فائزه ماتيك

قاضي كه دو صد فتنه گيري ديد و نزد جيك

گفتا كه زنم حد تو را در شب تاريك

شاه اكبر ما گفت به او احسن و تبريك

هرچند كه دوريم به ظاهر ز شما ليك

داريم در اين غائله ما نسبت نزديك

اي حق شما از همه سرتر بابا اكبر

قربان تو سرمايه ي كشور بابا اكبر

اين جسم تنش تركش خمپاره و تير است

در معركه ها شير شكار است و دلير است

او از شتر فتنه نترسد كه امير است

رجاله و دجاله ببين خوار و حقير است

باباي ابافتنه آنها كه شرير است

در مشت من ومشت شما عين خمير است

برد آبرويت فائزه جانت بابا اكبر

افسار بزن بر پسرانت بابا اكبر

چندين گل نشكفته فداي پسرت شد

يك موج نفهميد و درآمد سپرت شد

"نفرين به تو محمود" دعاي سحرت شد

مامور به شورش پسر نره خرت شد

شد فتنه به پا موسم رقص كمرت شد

اما تو ابافتنه همين بر ضررت شد

برگرد از اين ورطه ي نكبت بابا اكبر

باز آ و بيا همره ملت بابا اكبر

اين هاشمي ديگر نه همان مرد شريف است

اين جيفه ي دنيا بخدا خوار وخفيف است

چشمت نرود... كار تو امروز رديف است

وين دشنه ي قانون همه اش سهم حريف است

فرزند تو باوركن عزيزم كه كثيف است

هرچند كه قاضي عملا پوچ وضعيف است

بر حكم خدا چاره نباشد بابا اكبر

بخشش به ستمكاره نباشد بابا اكبر

+ نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 21:6 توسط نفیر |

ديكتاتورهاديكتاتورها
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 19:59 توسط نفیر |

يه لحظه با خودتون فكر كنين جناب جلبكها ؛ مير يزيد، ابافاحشه!، شيخ بي مخ، ممد سورسي ،مريم قجر ابريشمچي عضدانلوي رجوي و... در راس حكومت باشن ..... فكر مي كنيد در مقابل قيام مردم مومن و اسلامي ايران چند روز دوام ميارن؟ حتي اگه مثل همين كركس سبز! معمر قذافي ملتشونو بمباران كنن ...........عمر رياستشون چه مدته آيا به يك عاشورا مي رسن؟ فكر كنيد

كركس قذافي و شباهتش با موسوي لجن پوش

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 23:28 توسط نفیر |

سبز؛ قذافي، جلبك ،موسوي، كروبي ، خر، كره خر، شيخ بي سواد؛توهم، كركس، كركس سبز، پرچم سبز؛ سبز لجن؛ خاتمي ؛  هاشمي
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 17:8 توسط نفیر |

قذافي از طرفدارنش خواست با پرچم و نمادهاي سبز از او حمايت كنند. حالا چه رابطه اي است بين كركس سبز قدافي و كركسهاي سبز وطن فروش ،كاملا مشخص است. چرا كسي از جلبكها نيست تا در مورد پرچمهاي سبز حاميان قذافي و كشتار و ديكتاتوري اين دجال سبز پوش بنويسد. مير ذلول فتنه رابطه انتخابات ايران را با جناب قذافي سبز چه مي داند؟

دجالهاي سبز پوش حامي قذافي

قذافي هم كركسي است مانند كركسهاي سسبز ايران

 

بارزترين نقطه اشتراك موسوي با قذافي جيست؟

۱-سبز (لجن) بودن

۲- توهم

۳- تكبر و توحش

۴- كركس بودن

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 19:13 توسط نفیر |

خوب اينجوري ديگه

ويژگي كركس مرده خوريه. لاشخوره ، لاش خور مي گرده يه جنازه ي چيزي پيدا كنه اشتهاشو سير كنه شهوت درندگيش باعث شده اسمشو كركس بزارن .

حالا اين كركس رنگ كه عوض كنه همون كركسه . يه چيزايي تو مايه ي گنجشك اشي مشي . بگذريم كه يه معصوميتي تو گنجشك هست كه تو كركس نيست.

اين حكايت حكايت همين كركسهاي مملكت ماست كه كه رنگ سبز زدن به پرشون تا خلايق رو رنگ كنن. نمونه بارز اين لاشخوري نمونه زيره كه منظور ما رو بهتر مشخص مي كنه.

بازم اين كركسا يه جنازه پيدا كردن.

به گزارش شبکه ایران، «حامد نورمحمدی» دانشجوی لرستانی سال دوم رشته زیست‌شناسی گرایش سلولی ملکولی دانشگاه شیراز مقارن یکم اسفند ماه براثر سانحه رانندگی در شیراز درگذشت اما رسانه‌های ضدانقلاب تلاش کردند تا مرگ او را سیاسی جلوه دهند.

با این حال، پدر او اعلام کرد که حامد فقط در اثر سانحه رانندگی فوت کرده و هیچ موضوع سیاسی در میان نیست.

«عزت‌الله نورمحمدی» عصر سه شنبه در جریان نشست خبری با حضور خبرنگاران و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی گفت: حامد پسرم دانشجویی نمونه و در عرصه‌های علمی فعال بود و هیچوقت نیز فردی سیاسی نبود.

وی ادامه داد: زمانی که ما به سمت شیراز درحرکت بودیم؛ برخی از سایت‌های بیگانه اعلام کرده بودند که پدر و مادرحامد نورمحمدی به خوابگاه پسرشان رفته و وسایلش را جمع کرده‌اند؛ درحالی که ما هنوز به شیراز نرسیده بودیم وحتی در این سفر مادر حامد حضور نداشت و ما دیشب ساعت ۱۰ شب وارد شیراز شده‌ایم.

پدر حامد نورمحمدی با اعلام اینکه پسرش فقط تصادف کرده است، گفت: سران فتنه دست از سر مردم بردارند که هم مردم و هم خودشان راحت می‌شوند. به دانشجویان هم توصیه می‌کنم که آلت دست سران فتنه نشوند.

مخاطبان محترم شبکه ایران می‌توانند فیلم این اظهارات پدر مرحوم نورمحمدی را که «هیئت هماهنگی تشکل‌های همسو دانشگاه شیراز» منتشر کرده، به صورت غیرمستقیم از اینجا دریافت کنند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 20:41 توسط نفیر |

"علیرضا قزوه" شاعر مطرح کشورمان که پیش از این چندین شعر را در محکومیت حوادث سال 88 و سران فتنه سروده بود، در جدیدترین شعر خود به حوادث 25 بهمن پرداخته است.

قزوه در این شعر که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده، به محکومیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخته و نوشته است:

 

تو پشیمان می‌شوی
و گریه خواهی کرد
روزی که دیر شده ست
به می‌ر... افهم هم نخواهم گفت
که دیر شده ست برایش...
افهم! یا شیخ افهم...

نه مصریان به خانه باز نمی‌گردند
که خانه تمامی آنان میدان التحریر است
بمبی به نام فیس بوک گذاشتند
خنثی شد
بمبی به نام تویتر
ترکید
بمبی به نام تو و می‌ر
بمبی به نام ۲۵ بهمن
ترکیدید
در سطل آشغال!
حالا دنبال بمب‌های دیگرند
اما دوستان محمد عبده
و جمال عبدالناصر
و خالد اسلامبولی
نیاز به فیس بوک ندارند
و مصر
بدون اینترنت هم اموراتش را می‌گذراند
و بی‌نیاز به شیخ فضول و میر ذلول
همچنان که غزه و لبنان
با آن شعار مبارک پسندتان تا حال
ایستاد
و حالشان را گرفت
و مصر
هیچ نیازی به شیخ فتنه گر ندارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 9:55 توسط نفیر |

در حالی که بحث آقازاده‌های پر توقع و بعضاً دست کج همچنان نقل محافل خانوادگی ایرانیان است، این بار برای توضیح و تفسیر نوع عملکرد این موجودات از خود راضی به سراغ زبان "شعر" آن هم در قامت "طنز" رفتیم.
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، شعر زیر را با نام "آقازاده"، "سعید سلیمان پور" سروده است که به نقل از کتاب "یک بغل کاکتوس" در ذیل این مطلب منتشر می شود:

ای نوزده ساله قرةالعین!
ای گنده شده به طرفةالعین!

آن روز که هفت ساله بودی
چون خوار به گُل اماله بودی

اکنون که به نوزده رسیدی
دیلاق شدی و قد کشیدی

پس گوش به پندهای من کن
آویزه‌ی گوش خویشتن کن

آنجا که بزرگ بایدت بود،
از نام پدر تورا رسد سود

با زور پدر سپه شکن باش
فارغ ز وصال خویشتن باش

از زیر در آی بی محابا
بالا بنشین به لطف بابا

تا از دَمِ گردنِ کلفتت
بارد شب و روز، پول مفتت

دولت طلبی، نسب نگه دار
با دولتیان ادب نگه دار

باچهره ظاهرالصلاحت
با لطف و مراحمِ جناحت

تا رو نکند به تو کسادی
رو کن به فسادِ اقتصادی

پروا نکن از بی آبرویی
این آب بزن به پول شویی

غافل نشوی ز رانت، باری
عزت بطلب ز رانت‌خواری

گر گفت کسی که «آن حرام است»
القصه بدان که از عوام است

هرچند که رانت را خواص است،
در خوردن آن شگردِ خاص است،

خود را ز قضای بد نگه‌دار
در خوردن رانت حد نگه‌دار

رانت ارچه همه حلال خیزد
از خوردنِ پُر ، ملال خیزد

بینی به بهانه‌های واهی
گشتی دو سه روز دادگاهی

البته بدان در این مواقع
کک هم نگزد تو را به‌واقع

اِعراب قضا چو بی محل است،
دل بد نکنی، قضیه حل است

خود را تو بزن به بی خیالی
کان را بکنند ماست مالی

از لطف قضا و دستگاهش
سازند دو روزه رو به‌راهش

کز نام پدر تو را نشان است
احوال تو چون «میتی کومان» است

هرجا که نشان دهی نشانت،
حکّام شوند جان‌ فشانت

تا جام اجل نکرده‌ای نوش،
هی رانت بخور، یه آب هم روش!

http://www.jahannews.com/vdcayun6e49nma1.k5k4.html
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 20:7 توسط نفیر |

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند

چهره ی انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان

مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند

---------------------------

دیدید هنوز "عشق" لشکردارد

دیدید که این قافله رهبر دارد

ای مانده ی نهروانی عهد شکن

این ملک علی ، مالک اشتر دارد

---------------------------

هر مدارایی که شد با ایل کفار بس است

شاخه ی خشکی که اینجا سبز شد خارو خس است

ای که عاشورا دلم خون کرده ای با سوت و کف

شهر ما نه کوفه است و نه حسینش بی کس است

----------------------------

آنانکه به حرمت حسین تاخته اند

حیثیت خود به اجنبی باخته اند

با فکر سفیهانه ی شیطان زمان

دل را هدف خشم خدا ساخته اند

---------------------------

راهپيمايي پرشكوه عاشورائيان با حضور اقشار مختلف مردم تهران

+ نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 14:15 توسط نفیر |

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت

به كربلا كه مي رسيد

نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست

حتي گاهي قوّال با شمشير

مي زد به پهلوي خود

حالا به جاي قاسم و عباس

دارند روضة سهراب مي خوانند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 21:9 توسط نفیر |

چشمهایت را بشور ،حکایت به سادگی گنجشکک اشی مشی نیست . این بار می خواهند برلب حوضشان همه را رنگ کنند. کیست که نداند کرکس چه در اندیشه دارد. و چه گونه هایی را چنگ نخواهد زد . هرچند در دامن فریبش قومی نشسته اند که تنها گردن عریان او را می بینند.

کرکسی از رنگ خود بیزار شد

خسته از رنگ پر و منقار شد

هیچ کس از خوی او دلخوش نبود

سالها با هیچکس سرخوش نبود

در همان اقصی یکی طوطی شاد

زندگی می کرد با روئی گشاد

دوستانی داشت هریک شوخ و شنگ

واله ی آن روی و این رنگ قشنگ

کرکس او را دید و گفتا چیز و چیز

پس چرا من نیستم ناز و عزیز

دور من خالی است، تنهایی بس است

حال عصر اقتدار کرکس است

می شوم زین پس گیاه و آشخور

تا نخوانندم به نام لاشخور

بهر بیرون رفتن از این وضع زار

چاره می جویم ز جغد شاخدار ......

جغد گفتا : ای کریه زشت روی

ناز طوطی را ز رنگ او بجوی

عزت طوطی به رنگ سبز اوست

گر شود پرهای تو چون او نکوست

بهر عزت، مدتی نیرنگ کن

هم خودت هم دیگران را رنگ کن

رفت کرکس رنگ خود را سبز کرد

پای رنگی کرد و پرها سبز کرد

خویش را در جمع مردم جا نمود

دوستانی نیز دست و پا نمود....

کودکی با گونه های سرخ و ناز

رفت روزی از بر این حقه باز

دید کرکس را گمانش طوطی است

چونکه هم رنگ و نشانش طوطی است

چشم کرکس چون بدان صورت فتاد

اختیار خویش را از کف نهاد

گونه ی طفل حزین را چنگ زد

چنگ را با خون سرخش رنگ زد

گرچه کرکس سبز شد،طوطی نشد

ناکس بی آبرو .... لوطی نشد.

 

حنظله

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 10:26 توسط نفیر |

جنبش سبز جلبکي با آتش زدن چند سطل زباله در روز 13 آبان حماسه آفريد!


 

بدون شرح!
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 21:24 توسط نفیر |

جنبش سبز علوی

ما جمله برآنیم که خورشید برآید        شام سیه غصه عالم به سر آید

با جنبش سبز علوی در پی آنیم          تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید

 

با یا علی همه به جنبش سبز علوی بپیوندیم.

 

یا علی (ع)

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:3 توسط نفیر |